فین تک

سه راه برای استارتاپهای فینتکی که می توانند با محتوا، اعتماد کاربران را جلب کنند

بوسیله ۱۳۹۸/۰۶/۰۵ بدون نظر

اعتماد به مشاغل کالای کمیاب در سال ۲۰۱۹ است. این امر به ویژه در مورد بانک هایی که در بی اعتمادترین مشاغل قرار دارند صادق است. حسهای عمومی نسبت به مؤسسات مالی سنتی توسط یک شریک در New Enterprises Associates ، ریک یونگ خلاصه شده است:

“تغییر زیادی در رفتار مصرف کننده و اعتماد مصرف کننده وجود دارد”

“من فکر می کنم با بیرون آمدن از [بحران مالی] ، بی اعتمادی گسترده ای نسبت به خدمات مالی وجود دارند. آنها تمایل دارند بیشتر از طریق مارک های شناخته شده و قوی مانند JPMorgan Chase یا Wells Fargo به فن آوری اعتماد کنند. ”

نسلهای جدید از مبناهای مالی قبلی فاصله می گیرند و اعتماد خود را به فناوری می بخشند. در نتیجه ، فینتک یک صنعت پررونق است. تنها در سال گذشته ۴۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری در این صنعت وجود داشته است.

با این حال، استارتاپ شما باید برای جلوگیری از بی اعتمادی ای که می تواند به ارائه دهندگان خدمات مالی متصل شود، احتیاط کند.

اما چگونه می توانید برای مشتریان اعتماد ایجاد کنید؟

یک راه از طریق محتوای رسانه های (شبکه های اجتماعی) متعلق به شماست. افراد ترجیح می دهند در مورد شرکت ها از طریق محتوا به جای تبلیغات سنتی اطلاعات کسب کنند. بنابراین بازاریابی محتوا باید مورد توجه و تمرکز فینتک باشد.

به همین دلیل می خواهیم به ۳ روند بازاریابی فینتک بپردازیم که می توانید در تلاشهای بازاریابی محتوایی خود به کار ببرید، تا به شما در ایجاد اعتماد و اطمینان در مخاطبان هدف خود کمک کنیم.

توضیح دهید که چگونه محصول شما برخی از مشکلات بازار هدف شما را حل می کند

بیزینس شما ممکن است محتوای شخصی سازی شده را در نظر بگیرد که به کاربران آموزش می دهد که چگونه محصول شما می تواند مشکلات موجود را حل کند یا به آنها در تنظیم محصولات مالی کمک کند.

یک مثال عالی شرکت حسابداری Freshbooks است. این نوع بازاریابی محتوا را در وب سایت خود ارائه می دهد و به بخش هایی از جمله “صورت حساب و هزینه ها”، “پیگیری زمان و پروژه ها” و “حسابداری و مالیات” طبقه بندی می شود. این مشکلات عادی و ناگفته در بازار هدف آن است که محصولاتش راه حلی برای آن ارائه می دهد.

 

با این حساب ، لازم است مشکلاتی را که مخاطب هدف شما هنگام استفاده از فناوری مالی با آن روبروست، شناسایی کنید.

در اینجا چند روش برای کشف نیازهای (نقاط درد) مشتریان وجود دارد:

۱) سایت های Q&A را جستجو کنید و سوالات خود را پیدا کنید. همه روزه مردم برای حل مشکلات خود به پاسخهای وب سایت های Q&A مانند Quora و Yahoo مراجعه میکنند. می توانید یک اصطلاح رایج در صنعت را جستجو کنید و ببینید چه چیزی از شما سؤال می شود. این سؤال ها می توانند به عنوان نقطه پرش برای مطالبی که شما می نویسید استفاده شود.

۲) بانک اطلاعاتی مربوط به مسائل و سؤالات خود را ایجاد کنید. در ابتدا ، می توانید با توجه به بررسی های آنلاین محصول یا خدمات خود این کار را انجام دهید. اما اگر داده کافی برای آن ندارید، روش دیگر تولید بازخورد از نظرسنجی ها، ایمیل ها و توصیفات خواهد بود. نگاه کنید و ببینید که آیا موارد مشترک وجود دارد یا خیر.

۳) در شبکه های اجتماعی بگردید. بخش نظرات فیس بوک و توییتر یک محل طلایی برای کشف مشکلات کاربران است. می توانید به نظرات مسائل مالی نگاه کنید و ببینید مردم درباره چه چیزی صحبت می کنند. آیا آنها به دنبال شفاف سازی بیشتر هستند؟ آیا تصور غلط رایج در مورد چیزی در مقاله وجود دارد؟ باز هم، اینها می توانند موضوعات خوبی برای محتوا باشند.

این محتواها به آنها کمک می کند تا مشکلات متداول را حل کنند و به ایجاد اعتماد به برند شما کمک خواهد نمود.

محتوای بیشتری تولید کنید که سایر خواسته ها و نیازها را برطرف کند

شما نباید تمام تلاشهای رسانه ای خود را بر محتوا اختصاصی برای محصول خود متمرکز کنید. برای ایجاد اعتماد مخاطبان به برندتان، باید محتواهایی را تولید کنید که سایر خواسته ها و نیازهای بازار هدف شما را برطرف کند، که ممکن است با محصول شما ارتباطی نداشته باشد.

چرا باید چنین کاری بکنیم؟
خوب، زیرا این نوع محتوا نشان می دهد که مشتریان خود را چگونه می شناسید.

نمونه عالی این نوع محتوا، شرکت وام آنلاین SoFi است. خدمات اصلی آن بازپرداخت وام دانشجویی و وام های خصوصی دانشجویی است. بنابراین ، مخاطبان هدف آن دانشجویان کالج آمریکایی و فارغ التحصیلان اخیر هستند.

در نتیجه ، برای آن جمعیتی خاص محتوا ایجاد شده است. به عنوان مثال ، برخی از مطالب موجود در سایت آن عبارتند از “یافتن شغل نیمه وقت” و “ایده های مناسب برای بودجه بندی”

این محتوا مربوط به وام های دانشجویی نیست. اما مخاطبین هدف به آن علاقه مند هستند و از وجود آن راضی اند.

چگونه می توانید خواسته ها و نیازهای مشتریان خود را شناسایی کنید؟

اینجاست که پرسونای خریدار اهمیت حیاتی پیدا می کند. بدون شک قبلاً می دانید مشتری هدف شما کیست ، اما با ایجاد پرسونای خریدار برای خود می توانید بفهمید که چه چیزی آنها را راضی میکند. این کار به شما امکان می دهد خواسته ها و نیازهای آنها را در خارج از چارچوب محصول خود تشخیص دهید و بتوانید محتوایی را شروع کنید که این موارد را برطرف کند.

شفاف بودن و ساده کردن ارتباطات خود

از زمانهای گذشته، بنگاه های اقتصادی سنتی شرایط و ضوابط خود را در دسترس و قابل فهم عمومی قرار نمیدادند. شما می توانید با شفاف سازی آنها در طول سفر مشتری (مراحلی که مشتری از ابتدا تا انتها طی میکند سفر مشتری نامیده میشود)، مزیت بزرگی کسب کنید.

چرا این کار را می کنید؟ خوب ، این نشان می دهد شما هیچ چیز برای پنهان کردن ندارید!

محصولات مالی سنتی برای مصرف کنندگان جوان می تواند خسته کننده به نظر برسد. بنابراین ، سادگی و شفافیت احتمالاً دو ویژگی مهم ارتباطات شما هستند.
یک نمونه خوب از یک شرکت فینتکی که در پیام رسانی خود به هر دو نقطه دسترسی دارد، شرکت بین المللی انتقال پول InstaREM است.

 


شفافیت و سادگی باید سنگ بنای پیام شما را تشکیل دهد. این باعث می شود محصول شما کمتر دلهره آور باشد و درک آن آسان تر باشد. و از همه مهمتر ، با شفاف بودن می توانید اعتماد را در مخاطبان خود نیز ایجاد کنید.

خلاصه

چشم انداز بانکی و مالی اساساً در حال تغییر است. نسل جدیدی از مصرف کنندگان به فن آوری علاقه مندند و تکنولوژی پیشرفته برای استفاده از این امر آمادگی لازم را دارند.

با این وجود ، برای موفقیت شغل خود در این صنعت در حال گسترش ، نمی توانید به یک محصول برتر یا تجربه کاربر اعتماد کنید. شما باید قابل اعتماد باشید.
محتوای حل مسئله ، محتوای مرتبط با مخاطب هدف شما و همچنین سادگی و شفافیت برند سه راه هستند که می توانید شروع به ساخت و حفظ اعتماد مصرف کننده کنید.

 

منبع

نازنین فروتن

نویسنده نازنین فروتن

نوشته های بیشتر از نازنین فروتن

نظرتان را بگویید