حقوقی

سند محرمانگی (توافقنامه منع افشای اطلاعات)

بوسیله ۱۳۹۸/۰۳/۲۲ بدون نظر

سند محرمانگی یا توافقنامه ی منع افشای اطلاعات (NDA) از جمله پرکاربردترین اصطلاحات در عرصه ی حقوق کسب و کار ها و به ویژه کسب و کار های نوپا میباشد. از آغازین روزهای تشکیل یک استارتاپ ، یکی از اولین اصطلاحات حقوقی که اعضای بنیان گذار یک استارتاپ با آنها آشنایی پیدا کرده و در مکالمات روزمره ء کاری خود از آن استفاده میکنند، اصطلاح NDA است.

 

واضح است که اگر از اعضای هم بنیان گذار(Co-Funders) یک استارتاپ بپرسید که کاربرد اصلی سند اخیر دقیقا چه چیزی است، یحتمل همگی ایشان با اعتماد به نفس مثال زدنی در جواب بگویند که میدانند سند NDA چیست و در چه مواقعی به کار می آید.

با این حال تجربه نشان داده غالبِ فعالین حوزه ی استارتاپ با ماهیت اصلی و چگونگی کاربرد این سند آشنایی نداشته و در اکثر موارد دچار اشتباه میشوند. در حقیقت کارکرد اصلی و اولیه سند محرمانگی صیانت از آن دسته از اطلاعات راهبردی مرتبط با کسب و کارِ اشخاص است که در مواقعی، بنا به دلایلی این اطلاعات در دسترس سایرین قرار میگیرد.

مواقعی وجود دارد که بنیان گذاران یک استارتاپ ازجهت راهبری هرچه بهتر و مناسب ترِ استارتاپ خود با یک شتابدهنده برای استقرار تیم خود و بهره مندی از امکانات موجود در شتابدهنده وارد مذاکره میشوند؛ امکان آن هست که در مراحل تست و بهره برداری اولیه محصول یا خدمت، بنیان گذاران ِ استارتاپ با یک متقاضی محصول یا سرویس وارد مذاکره شوند و یا حتی ممکن است در مراحل میانی توسعه کسب و کار، با یک سرمایه گذار ریسک پذیر برای تامین مالی پروژه وارد مذاکره شوند.

وجه مشترک تمامی این موارد آن است که همواره بنیان گذاران استارتاپ، از جهتِ معرفی (Present) هرچه بهترِ محصول یا خدمت (Service) و به طور کلی ایده ی مبتکرانه خود، ناچار به تبادل یکسری اسناد، اطلاعات و سایر مسائل مرتبط با کسب و کار با شخص مقابل خود گردند. مشخص است که در تمامی حالاتی که در بند فوق بدانها اشاره گردید، هم بنیانگذران و طرف مقبال ایشان برای حصول یک همکاری معتبر و حساب شده با یکدیگر، ناچار به ورود به یک رابطه ی حقوقی – قراردادی خواهند بود تا از رهگذر آن بتوانند جزئیات راجع به حصول این همکاری را هرچه بهتر و دقیق تر مورد اشاره قرار بدهند.

در مثال استقرار تیم استارتاپی دریک شتبادهنده، طرفین بایستی جزئیات مربوط به این استقرار و به بیانی ریزِ جزیئات راجع به تعهدات خود را در قالب یک قرارداد تببین نمایند. در مثال جذب سرمایه گذار، طرفین بایستی جزیئات مربوطه را، از قبیل دوره های زمانی تزریق سرمایه، میزان سرمایه تزریقی و حقوق و تعهدات یکدیگر را در قالب یک قرارداد یا تفاهم نامه سرمایه گذاری – که به نوعی نقشه ی راه ایشان میباشد- مورد توافق قرار دهند.

در چنین حالاتی سند محرمانگی (NDA) به عنوان یک سند تکمیلی (Supplementary) وارد عمل شده و با بهره گیری از کارکردِ حفاظتی خود، اطلاعات، اسناد و سایر مسائلِ حیاتیِ مرتبط با کسب و کار استارتاپ را – که در جریان همکاری میان طرفین مبادله گردیده- تحت چتر حمایتی خود قرار میدهد.

نکته قابل توجه آن است که سند محرمانگی همواره به عنوان یک سند تکمیلی مطرح میباشد. از لحاظ حقوقی سند محرمانگی به عنوان یک سند تکمیل کننده، بایستی در کنارِ قرارداد پایه و مبنایی – که جزییئات همکاری در آن مقرر شده- مورد استفاده قرار گیرد.

با این حال همواره مشاهده شده که هم بنیانگذاران استارتاپ ها در طی همکاری های مختلف با اشخاصِ خارج از مجموعه خود، بدون توجه به ضرورتِ انعقاد قرارداد یا هرگونه سند پایه ای دیگر، صرفِ امضاء یک سند محرمانگی با طرف مقابل و درج مصادیق محرمانه در آن را کافی دانسته و متعاقبا وارد رابطه ای با طرفِ مقابل میشوند که هیچ مبنا و پایه ای برای آن رابطه در نظر گرفته نشده است ؛ در حالیکه، میدانیم تعهد به حفظ محرمانگی، تنها یکی از تعهداتی است که میتوان در یک رابطه ی همکاری برای طرفین در نظر گرفت و چه بسا همکاریِ میان طرفین مشتمل بر چندین تعهد اصلی و فرعی دیگری باشد، که بایستی جزیئات تمامی آنها به دقت در یک قرارداد پایه مقرر شود. به طور خلاصه بایستی گفته شود که ضرورتِ انعقاد قرارداد پایه، به عنوان نقشه ی راهی که جزئیات حقوق و تعهدات طرفین، در آن قید شده، از جمله بدیهات حقوق قرارداد ها بوده، که به هیچ عنوان نمیتوان اهمییت آن را نادیده گرفت؛ و اکتفا هم بنیان گذاران ِ استارتاپ ها به صرفِ انعقاد سند محرمانگی، به هیچ وجه قادر به تهیهء یک نقشه ی راه جامع و کامل برای یک رابطه ی همکاری میان اشخاص نخواهد بود.

علی مجتهدی

نویسنده علی مجتهدی

نوشته های بیشتر از علی مجتهدی

نظرتان را بگویید